تبليغاتX
دو قدم مانده به صبح


سالهاست که می گویند اگر اولین کاری که باید هر روز انجام دهی این باشد که یک قورباغه را زنده بخوری تمام روز خیالت راحت است که سخت ترین حادثه ی آنروز را  پشت سر گذاشته ای. قورباغه ی شما مهمترین و شاقترین وظیفه ای است که باید انجام دهید واگر همین حالا فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد مدام آن را پشت گوش خواهید انداخت،این همان کاری و وظیفه ای است که می تواند مهمترین تاثیر را بر زندگی شما گذاشته وبلافاصله نتیجه دهد.این را هم گفته اند «اگر قرار باشد دو قورباغه را در یک روز بخوری ،اول آنکه زشت تر است را بخور!»در واقع این امر بدین معناست که اگر دو کار مهم پیش رو دارید ،اول با بزرگترین و مهمترین و سخت ترین شروع کنید.و همینطور «اگر مجبورید یک قورباغه را زنده بخورید،فایده ای ندارد که مدت زیادی بنشینی و آنرا نگاه کنی»

                           

(21 روش عالي براي غلبه بر تنبلي و انجام بيشترين كار در كوتاهترين زمان)

1)ميز را بچينيد:تصميم بگيريد كه دقيقا چه مي خواهيد،روشن بودن در اين مورد بسيار مهم است ،قبل از شروع به هر كاري ،اهدافتان را مكتوب كنيد.

2)براي هر روز از قبل برنامه ريزي كنيد:افكار را روي كاغذ مكتوب كنيد، هر دقيقه اي را كه صرف برنامه ريزي مي كنيد پنج تا ده دقيقه در اجراي كار صرفه جويي مي كنيد

3)قانون 80 به 20 را در همه كارها رعايت كنيد:20درصد از فعاليتهاي شما ،80درصد نتايج كارتان را سبب مي شود،همواره تلاش خود را روي اين 20درصد متمركز كنيد.

4)نتايج كارها را در نظر بگيريد:مهمترين كارها و اولويتهاي شما آنهايي هستند كه مي توانند نتايج و تاثيرات جدي،مثبت يا منفي در زندگي و كارتان به وجود بياورند،به جاي تمركز روي ساير كارها ،توجهتان را روي اين موارد معطوف كنيد.

5)روي اهداف اصلي تمركز كنيد: آن نتايجي كه واقعا بايد پس از انجام مطلوب كار حاصل شود،شناسايي وتعيين كنيد و در طول روز بر روي آنها كار كنيد.

6)روش "الف.ب.پ.ت.ث"را به كار بگيريد:قبل از شروع به كار؛ فهرستي از كارهايتان را تهيه كنيد و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولويت بندي كنيد ؛ تا مطمئن شويد كه هميشه در حال انجام مهمترين كارهايتان هستيد .

7) از قانون كارايي اجباري تبعيت كنيد : براي انجام دادن همه كارها وقت كافي وجود ندارد اما براي انجام دادن مهمترين كار هميشه وقت به اندازه كافي وجود دارد اينها كدام هستند ؟

8)پيش از شروع كار،مقدمات كار را فراهم كنيد: تدارك و مهيا نمودن مقدمات كار؛ از عملكرد ضعيف جلوگيري مي كند

9)هر چه در ارتباط با كارتان،لازم است فرا بگيريد : هرچه در ارتباط با كارهاي اساسي و كليدي خود دانش ومهارت بيشتري بدست بياوريد آنها را سريعتر شروع و زودتر به اتمام برسانيد .

10)استعداد هاي خاص خويش را تقويت كنيد : دقيقا تعيين كنيد كه در انجام چه كاري خوب مي كنيد و بعد با تمام وجود به اين كارها بپردازيد .

11) محدوديتها و يا عوامل بازدارنده دروني يا بيروني خود را مشخص كنيد: عواملي كه سرعت شما را در دستيابي به مهمترين اهدافتان تعيين مي كنند،پس توجه خود را به از بين بردن آنها متمركز كنيد .

12) هربار يك بشكه جلو برويد : فقط اگر قدم به قدم پيش برويد ؛ مي توانيد بزرگترين و پيچيده ترين كار را نيز به انجام برسانيد .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط زرّين  | 



تا يادمه عاشق شعر بودم و ادبيات وهر چه به اينها مربوط مي شد...چند روز پيش همينطور كه داشتم يك سري متون ادبي رو مي خوندم به يك مطلب  ازدکتر علی شریعتی بر خوردم که خیلی برام  تامل برانگیز و زیبا بود ،و مطمئن هستم که برای شما دوستان هم جالب خوا هد بود.                                                                                      

                                                              ******

او به من نياموخت،چه، خود نمي دانست.من از او آموختم،

چه گرانبهايند انسانهايي كه بزرگواري ها و عظمت هاي خوب و عزيز انساني را دارند وخود از آن آگاه نيستند!اينها از آن جمله‌« نفهميدن» هايي كه به روح ارجمندي و شكوهمندي مي بخشد.

من،گاه از پستي ها و حقارت هايي كه ديده ام دلم مالامال از نفرت شده است،ناگاه، بر خود لرزيده ام و از اين بينش پستم بيزار شده ام كه چرا چشم هايي داشته باشم كه «موي در لقمه بيند»؟

چه زيبا و چه درست است اين سخن به ظاهر شگفت علي (ع) كه :المومن غر‍ٌ كريم:مرد ايمان گول خوري بزرگوار است.

آنها كه نيكي مي كنند و بي هيچ شائبه اي دست به فداكاري و ايثار مي زنند،از زشتي كناره مي گيرند و به پليدي دامن نمي آلايند و مي دانند كه چه مي كنند،آدمهايي نيكوكار و پاكدامنند اما...گاه انسانهايي هستند كه چنين مي كنند و نمي دانند.احساس نمي كنند كه فداكاري كرده اند،متوجه نيستند كه در اينجا مي توانستند خيانت كنند و چون خيانت زشت است از آن روي برتافته اند و مي توانستند ايثار نكنند و چون ايثار زيباست ايثار كرده اند.

به هر حال فرق است ميان آنها كه نيكي مي كنند وآنها كه نيكند،ميان آنها كه دامن خويش را پاك مي دارند و آنها كه پاكدامنند. اينان نمي فهمند كه مي توان بد بود .در اينان خوبي يك« صفت»است و در آنان يك«تصميم».

«فضيلت» در فطرت اينان عجين است و همچون شيريني در قند و گرما و نور در آتش كه مقتضاي ذات است و در آنان،در انديشه شان دخيل است و مقتضاي اراده است.

آنان خوب بودن را« انتخاب» مي كنند زيرا خوب است و اينان خوب اند زيرا...خوب اند!و...چه زيبا و خدایی اند، آنها که خدایی اند و خود آگاه نيستند...

به راستي ما از كدام دسته ايم؟!

از اينان ؟!

 يا آنان؟!

يا ...؟!                                                                                                                                              

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط زرّين  | 



سكوت دست افكنده بر لبهايم ...

 

تنهايي در برابرم زانو ميزند... 

                                                      

چشم هايم به اميدها خيره مي شود

 

به موج هاي زندگي مي انديشم،

 

و مي انديشم به خويش،از كجا عبور خواهم كرد؟

 

آيا خواهم گذشت از انبوه سياهي...؟

 

آيا خواهم شنيد صداي پر زدن را...؟

 

انگار دنيا مي خواهد بلغزد!

 

گويا عمر تضميني ندارد !

 

از كجا بدانم دستهايم خواهد

 

گرفت شانه اي محكم را...؟

 

ابرها مي گذرند ...

 

برگها مي ريزند...

 

زير پاهامان شكافي است ...پنهان زير خاشاك تقدير،

 

اگر چه روزهايي تازه مي شكفند،

 

ولي حضور من در اين منحني ثابت نخواهد ماند...

 

بر پيشاني آسمان نوشته اند:زندگي يك قدم است تمام مي شود همه چيز...

 

آنچه در همسايگي خاك است مي خشكد...

 

اي آدم! بكوش كه رقص تو از پا خواهد افتاد،

 

امتداد عشق نامشخص است...

 

گام بردار از پشت خانه ي خوابها ،به سراغ ريشه هاي حيات،

 

برج معراج همين نزديكي ست...

 

(زحمت شعر رو یه دوست خوب کشیده)

+ نوشته شده در  جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 2:53 قبل از ظهر  توسط زرّين  | 



چگونه با تو سخن نگويم اي پناه لحظه هاي پريشاني ام،

 چگونه عاشق تو نباشم؟!اي تمام معني عشق،چگونه زبانم را به مدح و ستايشت نگشايم اي كه تمام ذرات عالم ستايشت مي كنند...

 تو را مي جويم از ميان لحظه هاي آشفته ام...

 تو را مي طلبم،مهربانم با من بمان و آني مرا به خود مگذار،

 هر چه مانع مي شود  بين من و تو از ميان بردار،

 خداوندا پناه بر تو مي برم از فاصله اي كه بين ما باشد...

 يا رب من !

 لحظه هايم بي تو پوچ و بي معنايند،تهي تر از تهي...

 اي يگانه ام دستم بگير و مرا به نورت برسان ...

... یا نور النور یا نورا کل نور یا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 3:38 قبل از ظهر  توسط زرّين  | 



همه چيز گاه اگر تيره مي نمايد...

 

باز روشن مي شود زود،

 

تنها فراموش مكن اين حقيقتي ست:

 

باراني بايد تا رنگين كماني برآيد...

 

وليموهايي ترش تا شربتي گوارا فراهم شود،

 

و گاه روزهايي در زحمت،

 

تا كه از ما انسانهايي تواناتر بسازد،

 

خورشيد دوباره خواهد درخشيد،

زود،

 

خواهي ديد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط زرّين  | 



ksabz.net

                             

دوباره پس از مدتی مسئله ی بد حجابی مسئولان رو به تفکر و تکاپو واداشته!!!

اين كه در چند سال اخير طرز پوشش بعضي از خانم ها بسياري رو ناراحت ميكنه ،

شكي نيست،اما  تا جايي كه من به خاطر دارم،سالي يك بار اين بحث پيش مياد،

يك سري بخش نامه و بگير و ببند و...

و نتيجه اين كه براي مدتي اين افراد از ترسشون !(نه به خاطر تعهد و اصلاح شدن)

يا از خونه هاشون بيرون نميان ،يا كمي از بد حجابيشون مي كاهند و

 بعد از چند روز كه آبها از آسياب افتاد،روز از نو، روزي از نو...

به راستي دليل اين بد حجابي ها وبعضا در بعضي مكان ها ،بي حجابي ها چيست؟!!

در اينكه اين هنجار شكني هاي اعتقادي و مذهبي،

امنيت روحي رواني جامعه رو به طور مستقيم و غير مستقيم به خطر مي اندازه هيچ شكي نيست،

جامعه اي كه جوانانش با مشكلات زيادي دست به گريبانند...

از رفتن به دانشگاه تا يافتن شغل و ازدواج و مسكن و...

اين مسائل براي هر كسي كه خانواده، اعتقادات و ارزش هاي ملي و مذهبي برايش اهميت داره،

رنج آور و ناراحت كننده ست،اما...آيا اين روش برخورد و جلوگيري ميتونه گره گشا باشه؟!

ميتونه مشكل رو به صورت ريشه اي حل كنه؟!!

نگاه به تجربيات گذشته كه به طور كلي مايوس كننده ست...

اين هم شايد بشه مثل بحث بي نتيجه و تكراري جمع آوري معتادان و زنان خياباني و...

حجاب يعني پوشش،واين پوشش ميتونه هر چيز باشه،

از چادر گرفته تا يك بلوز و شلوار آبرومند و متين...

اما چيزي كه در خيابانها مي يينيم  يك سري مانكن هاي بزك كرده اند

 كه تمام اعتقادات ملت رو به سخره گرفتن،

كساني كه من نوعي هم  با ديدنشون از دختر بودنم شرمم ميشه...

به اميد روزي كه جوون هاي ما و به خصوص خانم ها،

 حجاب  رو برابر بدونند با امنيت و تشخص...

من كه به موفقيت اين طرح(مبارزه با بد حجابي )شك دارم!!! شما چطور؟

به راستي راه حل درست مشكل چيست...؟!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط زرّين  |