اين روزها فيلم 300 اذهان بسياري از وطن دوستان را مشوش كرده،
من خودم وقتي خبر اين فيلم را از بخش خبري مي شنيدم،
هر جمله ي مجري مثل نيشتري بود بر قلبم...
اين مسئله مسلما هر ايراني را كه به وطن و گذشته ي كهنش عشق ميورزه،ناراحت مي كنه،
اما به راستي چرا همه فقط به مسئله ي پيش آمده نگاه مي كنيم؟
چرا به چراي آن فكر نمي كنيم؟
واقعا ماي ايراني تا چه حد تونستيم ايرانمون وفرهنگ و تاريخش رو به دنيا بشناسونيم؟!!
چقدر براي فرهنگ توريسم گردشگري هزينه و وقت گذاشتيم؟!
آيا بيگانه ها همون قدر كه اهرام مصر و تاريخ روم و يونان رو ميشناسند،
بيستون و تخت جمشيد و ايران رو هم ميشناسند؟
البته كينه و عداوت غربي ها رو هم نميشه ناديده گرفت...
به هر حال لازمه در زماني كه نام ايران در كنار واژه هايي مثل جنگ و تروريسم و...به كار ميره ،
ما بيش از پيش براي شناساندن تاريخ و فرهنگ كهنمان تلاش و هزينه كنيم ،
تا لااقل اگر هم فيلمي اينچنين ساخته شد،بي پايه بودنش بر همه مخاطبان مسلم باشه...
باز هم بهار از راه رسيد،
با يا مقلب القلوبش،
با ماهي هاي قرمز و سبزه و سنبلش...
اما اين نيز بگذرد،مثل همه ي گذشته ها...
چه خوبست ما نيز از هر چه بدي و آلايش،
گذر كنيم،به سوي
هر چه زيباست
و هر چه نكوست ...
در سال نو برايتان زيباترين
آرزوها را دارم.
در پناه حق
آنجا كه سبزه هايه مخملي زيبا دامنه كوه ها را میآراید
آنجا كه آب رودخانه غرش كنان راه پر پيج و خمي رادرپيش مي گيرد
آنجا كه زنبق هاي سفيد در پاسخ نوشخند آفتاب دل فريب خنده اي شيرين تر و ملكوتي تر ميكند،
آنجا كه در دامنه كوه هاي سرسبز گل هاي لطيف نرگس مخمور و بنفشه محبوب،
ما را مات و مبهوت زيبايي سحر انگيز خود مي سازد
و بالاخره آنجا كه به غير از روح زيبايي چيزه ديگري مشاهده نمي شود
يعني در دامان طبيعت ،
چه خوب است كه بنشينيم و مظاهر جمال طبيعت را از نزديك مشاهده كنيم
و بر آن سرخ گل زيبا بوسه زنيم ،
به آن زنبق لطيف آن همه زيبايي اش را تهنيت گوييم
و آن بنفشه خوش رنگ را كه از حجب و حيا سر به زير افكنده است تحسين كنيم ،
آن گاه پس از آنكه روح را از آن همه زيبايي سيراب نموديم ،
سر به سوي آسمان ها برداشته خداي بزرگ را به خاطره اين همه زيبايي ستايش كنيم ...

با یاد و یاری تنها یار و یاورم وب نوشته هایم را آغاز می کنم
امیدوارم این وبلاگ پلی باشد
از
دل من...
تا
دل تو...



